ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

933

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

فضلاى هر ديار و ساير اهالى و سكنهء دار الخلافهء جاويدمدار به سبب طمعى كه از نوّاب ظلّ السلطان داشتند ، هريك خط و مهر خود را بر آن وثيقه گذاشتند . حضرت ظلّ السلطان شبى را كه ساعت سعد در آن شب بود ، برگزيده پاى بر تخت سلطنت نهاد و از آن تنخواه موجوده به « 1 » هركه هرچه خواست ، داد . هر بينوايى از بخشش بىجاى او به نوايى كامل رسيد و حضرت ظلّ السلطان به سبب اين همت بىپايان و طعن ظرفاى زمان ، به عادلشاه معروف گرديد . او نيز چون نوّاب فرمانفرما ، مباشر خطبه و سكّه گشت و مدّت بيست روز از ايّام سلطنت عاريت او نگذشت تا از قرارى كه - ان شاء الله المجيب - عن قريب ذكر خواهد شد ، سركار شوكت‌مدار وليعهد سلطنت‌شعار ، جلوس مختصرى در دار السلطنهء تبريز كرد و پس از آن دو اسبه به دار الخلافهء طهران روى آورد . مستر كمبل « 2 » ايلچى دولت بهيهء انگريز كه در تبريز بود ، مبلغ هفتاد هزار تومان به جهت تدارك حركت پيشكش نمود و حضرت معتمد الدولة العليّه ناظم گيلان ، در ولايت خمسه شرفياب ركاب گشته ، مبلغ چهل هزار تومان نقد بر آن پيشكش افزود . حضرت ظلّ السلطان هريك از شاهزادگان و كارپردازان دولت ابداركان را با تداركات لازمه مقابله داد و با جمعيتى زياد و توپخانه [ اى ] صاعقه‌بنياد ، متدرّجا به دفع عزيمت سركار سلطنت فرستاد و هركس كه به آن اردوى ظفر شكوه رسيد و آن همه جلال و استقلال را ديد ، از روى طوع و رغبت مطيع گرديد . بالجمله ، شاهنشاه با فطانت از عرض راه به امير نامدار [ 509 ] محمد باقر خان قاجار كوتوال قلعهء دار الخلافهء طهران ، كه خال خجسته‌فال اوست ، حكم محكم به گرفتارى ظلّ السلطان و وزيرش محمد جعفر خان كاشانى كه با كراهت منظر و لحيه [ اى ] از دم گاو و خر افزونتر ، محبوب او بود ، صادر ساخت و معزىاليه به امتثال اين امر پرداخت . حاجى ميرزا ابو الحسن خان كه مباشر چنان خيانتى بزرگ شده بود ، به دار الايمان قم گريخت و به دامان محافظت آن مأمن امن و امان آويخت .

--> ( 1 ) . مجلس : - « به » ( 2 ) . ملى و مجلس : « كميل »